لونای شیرینم کولاکی
دلم می خواد که ماه رو از آسمون بیارم
من تو رو یه دنیا دوست دارم
دلم می خواد که مهتابو بیارم توی خونه
شبو با تو سحر کنم اما چه عاشقونه
بارونی بارونی، دلم کویر لوته
قسم بزرک من، قسم به تار موته
ببار ببار رو تن خستم، از عشق سیرابم کن
با قصه های شیرینت منو هر شب خوابم کن
ببار ببار کویر لوتم، کولاکی، سیلابم کن
بیا منو با تب عشقت، بی تاب و بیتابم کن
بارونی بارونی، دلم کویر لوته
قسم بزرک من، قسم به تار موته

ای آبی ترين صبح،تو از تبار بهاری و من ازقبيله پاييز زير اين حجم سنگين تنهايی،و در ميان کوچه های گمنام زندگی به تو می انديشم.
گاهی کنار پنجره می ايستم و به فردا می انديشم فردا...فردا فردايی که چون ديروز پنهان است. پنهان در مه.غم غربت را در گلويم خفه می کنم تا کی گل واژه اميد،قلب سردم را به تپش وا دارد و منادی بهار باشد.تا کی نويد فردای روشن را با پرستوی عاشق در ميان بگذارد.و می دانم تنهایم نخواهی گذاشت زندگی من نفسهای من تویی اگه همه عالم بگن نه اما تو به من می گی بله می مونم با تو خیلی با من مهربانی من اونقدرا هم با ارزش نیستم ولی کسی ارزش تورو ندونست که چه قلبی داری
مادرم اومده بود اتاقم کلی به همه کتابهای خوشگلی که لونا اورده بود نگاه کرد و گفت عجب سلیقه ای واقعا با احساسه گفتم عشقم می دونه انگار یک نفر بهش گفته من چه چیزایی دوست دارم اونم همون چیزا به دلش می شینه خداجون دوستت داریم تو کی هستی که بنده تو اینقدر مثل تو خوبه انگار از طرف تو اومده تا به من پیام عشق و محبت و دوستی بده به من بیاموزه اونچه غافلم تو همیشه درسهای زندگی به من آموختی امروز عشق من به من می آموزد خیلی مهربانی لونا
با تو اين تن شکسته
داره کم کم جون ميگيره
آخرين ذرات موندن
تو رگهام نميميره
با تو انگار تو بهشتم
با تو پرسعادتم من
ديگه از مرگ نميترسم
عاشق شهامتم من
اگه رو حصير بشينم
اگه هيچ نداشته باشم
با تو من مالک دنيام
با تو در نهايتم من
با تو شاه ماهي دريا
بي تو مرگ موج تو ساحل
با شکل يک حماسه
بي تو يک کلام باطل
بي تو من هيچي نميخوام
از اين عمري که دو روزه
وای که چقدر امروز و دیشب عجیب غریب بود اول از امروز بگم که لونا جونم رفت دانشگاه واسم کارت ورود به جلسه بگیره مظلوم من فیش هم بهش ندادم گفتم دیگه بی خیال امتحان هیچ نخوندم خلاصه لونای مهربانم رفت و کلی زحمت کشید و کلی هم خجالت خوب شایدم یک چیزایی پیش می یاد هرچند خوشایند نیست برامون اما عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد
خلاصه لونای لوووووووووووس اومده روی کارت واسم خونده می گه
کارت حتما باهاتون باشه اما قلبش لونا یک بوست می کنه 
یک ساعت قبل ار شروع امتحان لونا بوست می کنه
کیف دستی و موبایل نیارین چون ممکن لونا توش باشه
بعد از هر تست لونا یک بوست می کنه
................
آخه آدم بهش چی بگه قربونش برم الهی عزیزم شما خودت باغی از محبتی که پر از شکوفه های عشق هستش بخدا من نمی دونم چی بگم کم می یارم در مقابل این دوست عزیزترینم فقط می تونم بگم خیلی عزیزی خیلی دوستت دارم
راستی لونا منم می خوام چرا خونتون دوره منم می خوام شبها بیام باهات بدوم قربونش بشم الهی
امروز من کمی تا حدودی مثل کارگرها بودم همین طور کتاب و متاب و کلی جعبه و غیره دلک از ساعت سه و نیم نصف شب داشتم جابجا می کردم هنوزم کلی مونده قالی باید بره بیرون موکت باید بره بیرون کلی چیزا باید برن بیرون بقول لونا یس دی آر
تازه می خوام خودم رنگش بزنم می خوام کرمی یا نخودی باز بزنم نظرت چیه لونا
لونا جونم فردا می یاد که انشاءالله کارتم رو بیاره ای خدای بزرگ بهمون کمک می کنی
لونا امروز خیلی حرف و حدیث از ساکنان زمین شنیده به خاطر من بخدا توی این دوره زمونه آدمیی مثل اون پیدا نمی شه تکه تک
لونا بخدا نمی دونم چطوری بگم دوستت دارم از اعماق قلبم بخدا خیلی خوبی
وای یادم رفت بگم امروز لونا یه چیز جالب نشونم داد خیلی با حال بود هایپر ترمینال وای خداجون اینقدر جالب بود که خد نداشت تازه باهم چتیدیم کلی هم عکس و فایل سندیدیم البته توسط من و اوشون زحمت کشیدن ریسیویدن خلاصه بعدش لونا رفت دنبال ابجی کوچولوش بعد که برگشت کلی تلفن زد و کلی هم سفارش کرده برای همه امورات از درس گرفته تا مسائل فیثاغورثی می گه نه غصه بخوری نه ناراحت باشیا چون من ................
انشاءالله خدا هرچی بخواد همون می شه همون طور که منو لونا جونم رو با هم آشنا کرد باقیش هم دست اوس کریم می گذاریم

وای اینقدر دلم برا آنیتا تنگ شده دلم می خواد فردا برم ببینمش قربونش برم الهی به عشقم بگم عصر بیاد روز روشن ببینم عشقم چی می خواستم بگم یادم رفت بزار فکر کنم
ادورای نه
اتاقم نه
یادم نمی یاد حالا اگه یادم اومد می نویسم همین الان یادم بودا قربون حواس من پیر شدیم لونا می گه البته می گه از وقتی با تو هستم جوون شدم تازه می خواهیم کولاک کنیم با هم .از حالا ساکنین زمین برن تو جمعه بازار جا بگیرن عشقم دروشون می خواد بکنه
لونا یک چیز بگم به کسی نگیا
خیلی دوستت دارم
بخدا
دوست دارم هميشه از تو بنويسم،بی آنکه در جستجوی قافيه باشم.بی آنکه واژه ها را انتخاب کنم.می خواهم ساده بنويسم از تو،از تو که هنوزمی دانم دوستم داری و هر سپيده دم يک سبد مهربانی از تو هديه می گيرم.خدايا ياريم کن که هميشه از تو بنويسم و عشقم.
نگاهت به وسعت ماه ست می توانی يار را در همه پنجره ها ببينی، قلبت به زلالی دريا است،می توانی او را در همه رودها جاری ببينی. چشمانت به رنگ عشق است می توانی او را در کلبه محبت به انتظار نشسته پيدا کني وکليد اين کلبه همان عشقی است که در سرتاسروجودت می درخشد





من خیلی بدجنسم نه
عشقم الان دیگه کلاسش تموم می شه منم برم یه دوش بگیرم بیام یکم درس بخونم 


