تبليغاتX
شاپری رنگین کمون

شاپری رنگین کمون

لونای شیرینم کولاکی

دلم می خواد که ماه رو از آسمون بیارم
 من تو رو یه دنیا دوست دارم

دلم می خواد که مهتابو بیارم توی خونه
شبو با تو سحر کنم اما چه عاشقونه

بارونی بارونی، دلم کویر لوته
قسم بزرک من، قسم به تار موته

ببار ببار رو تن خستم، از عشق سیرابم کن
با قصه های شیرینت منو هر شب خوابم کن

ببار ببار کویر لوتم، کولاکی، سیلابم کن
بیا منو با تب عشقت، بی تاب و بیتابم کن

بارونی بارونی، دلم کویر لوته
قسم بزرک من، قسم به تار موته

Glass Vase With Frame

ای آبی ترين صبح،تو از تبار بهاری و من ازقبيله پاييز زير اين حجم سنگين تنهايی،و در ميان کوچه های گمنام زندگی به تو می انديشم.

گاهی کنار پنجره می ايستم و به فردا می انديشم فردا...فردا فردايی که چون ديروز پنهان است. پنهان در مه.غم غربت را در گلويم خفه می کنم تا کی گل واژه اميد،قلب سردم را به تپش وا دارد و منادی بهار باشد.تا کی نويد فردای روشن را با پرستوی عاشق در ميان بگذارد.و می دانم تنهایم نخواهی گذاشت زندگی من نفسهای من تویی اگه همه عالم بگن نه اما تو به من می گی بله می مونم با تو خیلی با من مهربانی من اونقدرا هم با ارزش نیستم ولی کسی ارزش تورو ندونست که چه قلبی داری

مادرم اومده بود اتاقم کلی به همه کتابهای خوشگلی که لونا اورده بود نگاه کرد و گفت عجب سلیقه ای واقعا با احساسه گفتم عشقم می دونه انگار یک نفر بهش گفته من چه چیزایی دوست دارم اونم همون چیزا به دلش می شینه خداجون دوستت داریم  تو کی هستی که بنده تو اینقدر مثل تو خوبه انگار از طرف تو اومده تا به من پیام عشق و محبت و دوستی بده به من بیاموزه اونچه غافلم تو همیشه درسهای زندگی به من آموختی امروز عشق من به من می آموزد خیلی مهربانی لونا

با تو اين تن شکسته
داره کم کم جون ميگيره
آخرين ذرات موندن
تو رگهام نميميره

با تو انگار تو بهشتم
با تو پرسعادتم من
ديگه از مرگ نميترسم
عاشق شهامتم من

اگه رو حصير بشينم
اگه هيچ نداشته باشم
با تو من مالک دنيام
با تو در نهايتم من
با تو شاه ماهي دريا
بي تو مرگ موج تو ساحل
با شکل يک حماسه
بي تو يک کلام باطل

بي تو من هيچي نميخوام
از اين عمري که دو روزه

وای که چقدر امروز و دیشب عجیب غریب بود اول از امروز بگم که لونا جونم رفت دانشگاه واسم کارت ورود به جلسه بگیره مظلوم من فیش هم بهش ندادم گفتم دیگه بی خیال امتحان هیچ نخوندم خلاصه لونای مهربانم رفت و کلی زحمت کشید و کلی هم خجالت خوب شایدم یک چیزایی پیش می یاد هرچند خوشایند نیست برامون اما عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد

خلاصه لونای لوووووووووووس اومده روی کارت واسم خونده می گه

کارت حتما باهاتون باشه اما قلبش لونا یک بوست می کنه

یک ساعت قبل ار شروع امتحان لونا بوست می کنه

کیف دستی و موبایل نیارین چون ممکن لونا توش باشه

بعد از هر تست لونا یک بوست می کنه

................

آخه آدم بهش چی بگه قربونش برم الهی عزیزم شما خودت باغی از محبتی که پر از شکوفه های  عشق هستش بخدا من نمی دونم چی بگم کم می یارم در مقابل این دوست عزیزترینم فقط می تونم بگم خیلی عزیزی خیلی دوستت دارم

راستی لونا منم می خوام چرا خونتون دوره منم می خوام شبها بیام باهات بدوم قربونش بشم الهی

امروز من کمی تا حدودی مثل کارگرها بودم همین طور کتاب و متاب و کلی جعبه و غیره دلک از ساعت سه و نیم نصف شب داشتم جابجا می کردم هنوزم کلی مونده قالی باید بره بیرون موکت باید بره بیرون کلی چیزا باید برن بیرون بقول لونا یس دی آر

تازه می خوام خودم رنگش بزنم می خوام کرمی یا نخودی باز بزنم نظرت چیه لونا

لونا جونم فردا می یاد که انشاءالله کارتم رو بیاره ای خدای بزرگ بهمون کمک می کنی

لونا امروز خیلی حرف و حدیث از ساکنان زمین شنیده به خاطر من بخدا توی این دوره زمونه آدمیی مثل اون پیدا نمی شه  تکه تک

لونا بخدا نمی دونم چطوری بگم دوستت دارم از اعماق قلبم بخدا خیلی خوبی

وای یادم رفت بگم امروز لونا یه چیز جالب نشونم داد خیلی با حال بود هایپر ترمینال وای خداجون اینقدر جالب بود که خد نداشت تازه باهم چتیدیم کلی هم عکس  و فایل سندیدیم البته  توسط من و اوشون زحمت کشیدن ریسیویدن خلاصه بعدش لونا رفت دنبال ابجی کوچولوش بعد که برگشت کلی تلفن زد و کلی هم سفارش کرده برای همه امورات از درس گرفته تا مسائل فیثاغورثی می گه نه غصه بخوری نه ناراحت باشیا چون من ................

انشاءالله خدا هرچی بخواد همون می شه همون طور که منو لونا جونم رو با هم آشنا کرد باقیش هم دست اوس کریم می گذاریم

Mom's Love Framed Sentiment

وای اینقدر دلم برا آنیتا تنگ شده دلم می خواد فردا برم ببینمش قربونش برم الهی به عشقم بگم عصر بیاد روز روشن ببینم عشقم چی می خواستم بگم یادم رفت بزار فکر کنم

ادورای نه

اتاقم نه

یادم نمی یاد حالا اگه یادم اومد می نویسم همین الان یادم بودا قربون حواس من پیر شدیم لونا می گه البته می گه از وقتی با تو هستم جوون شدم تازه می خواهیم کولاک کنیم با هم .از حالا ساکنین زمین برن تو جمعه بازار جا بگیرن عشقم دروشون می خواد بکنه

لونا یک چیز بگم به کسی نگیا

خیلی دوستت دارم

بخدا

 دوست دارم هميشه از تو بنويسم،بی آنکه در جستجوی قافيه باشم.بی آنکه واژه ها را انتخاب کنم.می خواهم ساده بنويسم از تو،از تو که هنوزمی دانم دوستم داری و هر سپيده دم يک سبد مهربانی از تو هديه می گيرم.خدايا ياريم کن که هميشه از تو بنويسم و عشقم.

نگاهت به وسعت ماه ست  می توانی يار را در همه پنجره ها ببينی، قلبت به زلالی دريا است،می توانی او را در همه رودها جاری ببينی. چشمانت به رنگ عشق است می توانی او را در کلبه محبت به انتظار نشسته پيدا کني وکليد اين کلبه همان عشقی است که در سرتاسروجودت می درخشد

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1384ساعت 23:33  توسط Luna web  | 

رنگ چشمات صداقت

 

دوستت دارم عزیزم بدیدنت عادت کردم
عاشق شدم همون روز اول که نگاهت کردم
باتو صداقت کردم تو رو عبادت کردم
تو رفیق جونی تو عشق آسمونی

Votive Holder with Lid

چشام مال تو هر چی گفتی شنیدم حرفاتو از بر می کنم
تو وفایی اینقدر خوبی همیشه می یایی بخوابم
دلمو از عشق پر کردی
دوست دارم عزیزم بدیدنت عادت کردم
عاشق شدم همون روز اول که نگاهت کردم
تو قبله گاه منی گه  یعنی می شه ما واسه همیشه با هم بمونیم

من بدون تو هیچ نیستم تو نهایت عشق خدایی

تو
زندگي‌ام را با نام تو آغاز كردم. تولدم مأنوس با نام تو بود. در روِياهايم با فكر تو قدم زدم. ياد تو، فكر تو، حرف زدن با تو تمام زندگي‌ام  و در آخر هم در كنار نامت خواهم مرد و مرگم را هم با عشق به نامت ملاقات خواهم كرد و شايد نهايت زندگي‌ام اين بوده كه گفتی: "با من بمان، با من زندگي كن، با من بخند و با من بمير" و من می مانم ، زندگي می کنم ، می خندم و برايت خواهم مرد.
تو از خود گذشته اي تو ی شبها، براي صداقت تو هر لحظه مي‌ميرم و زنده مي‌شوم.نمي‌دانم كدامين لحظه از ساعت را مي‌توان از جاده عشق عبور كرد و گذشت. از جاده عشقي كه تو، پلهاي آن را با حرفهايي پر از مهر و صداقت ساختي. تو عاشق بودي و من عشقت. من روِياي تو بودم و تو بي‌خبر از روِيايت. شايد اين باران كه هر لحظه از آسمان آبي مي‌ريزد، همان اشكي است كه به شوق ديدن تو از چشمان من سرازير مي‌شود. شايد اين اشكها هر لحظه برايم از عشق تو سخن گويند؛ از عشقي كه هر لحظه به يادش مي‌افتم، چشمان مرا پر از باران مهر و محبت مي‌كند. باراني كه جز باران عشق نام ديگري ندارد.یادته می گفتیم باران عشق زیباترین موسیقی است که هردومون عاشق شنیدنش موقع شنیدنش کلی کشفیات کردیم

Charming Wineglass Candle

اینک تنها کلام بهار و بهار آمد و زمزمه کرد در روزی که من و تو واسه ابدیت باهم همصحبت شدیم : زندگي زيباست و آنچه در اطرافمان جريان دارد، شور زندگي است و پرسیدم ازت: آيا از پس حرير بالهاي پروانه، زندگي را نگريسته‌اي؟ و عشق را در نسيم سرد بامدادي پراكنده‌اي؟ و تو گفتی همان نسيمي كه لاله و شقايق را مي‌روياند، همان نسيمي كه سخن عشق را در گوشهايمان نجوا مي‌كند. با عشق به ماه نزديك‌تر مي‌شويم و همچون پرنده‌اي به سوي آسمانها و عشقهاي ديگر مي‌گريزيم. عشق دليل نمي‌خواهد، در پي سؤالي نيست و دنبال جواب هم نمي‌گردد. عشق همان سؤال است، همان جواب است، همه هستي است. در بودنمان، نفس كشيدنمان، نگاهمان، لبخندمان و اشكهايمان، عشق حضور دارد. در هوا موج مي‌زند و بر زمين جاري مي‌شود. اين شور و شيفتگي از همنشيني با گل مي‌آيد و نسيم‌وار از لطافت گلبرگها مي‌گذرد و با چكيدن قطره‌ها از ابر فرو مي‌ريزد. در خنده‌هاي مستانه تو و در اشكهايي كه بي هيچ دليل مهمي بر گونه‌هايش مي‌لغزند. اين عشق است كه در بهاربا عبور از مرزها  به سوي پنجره‌اي كه رو به مهتاب باز مي‌شود، كوچ مي‌كند. اين عشق است كه از شكافهاي روحمان نفوذ و قايق هستي‌مان را در اقيانوسي از نور غرق مي‌كند. اين عشق است كه جرقه مي‌زند، شعله مي‌كشد و اين خرمن خشك در ميان باد رها شده را مي‌سوزاند. اين عشق است كه هر بهار بر سر شاخه‌هاي خالي از برگ جوانه مي‌زند و همسفر پرندگان به خانه بازمي‌گردد. اين عشق است كه با شكفتن شكوفه‌ها مي‌شكفد و همراه با رقص افتادنشان از شاخه مي‌رقصد. اين عشق است كه همراه با درخشش قطره‌ها و آب شدن سرما زلال مي‌شود، در رودها مي‌چرخد و به دريا مي‌ريزد، و بهار مي‌آيد با روِيايي از جنس بلور و ترانه‌اي در تجلي محبوب. آري بهار مي‌آيد با انديشه لطيف خلقت و صدايي از وراي ملكوت كه مي‌گويد: "دستها را به سوي آسمان بگيريد و بگوييد، بهار زمستان انتظارمان كي مي‌رسد."

 

Blue Swirl Bowl

چقدر دیشب باحال بود اینقدر منو لونا خندیدیم به اقای سلام علیکم تازه لونا تلفن زده با لهجه آقای سلام علیکم بهش گفته سلام علیکم بعئم گفته من نادمم

قربونش برم الهی

ای لونا اینم سیب حالا سیب می یاری می خوری تنها تنها باشه همه اینها به حسابت می زنم عشقم واسم فردا واسه تعیین سطح ثبت نام کرده بود خیلی دلم می خواد برم اما بخاطر مسائل فیثاغورثی با عشقم مشورت کردم نرم بهتره ولی عشقم می خواد بره کارت ورود به جلسه فوق بگیره آخه یا پنجشنبه یا جمعه امتحان هفته بعدم امتحان ادواری خداکنه قبول بشم لونا واسم دعا کن وای لونا چقدر دلم تنگت شده مخصوصا وقتی آی دی رو باز کردم دیدم نوشتی سلام فدات شم الهی

تو معنی بودن هستی به من کمک کن احساس می کنم هیچ کاری نمی تونم بکنم هر کاری رو نصفه نیمه رها می کنم عشق من یادته بهم می گفتی درس یادت نره چه روزهایی گذشتن من با وجود تو ماندم خداکنه عشقمون تا ابد روشن بمونه خداکنه اونهایی که اطز عشقمون خبر ندارن بدونن ما بدون هم خیلی تنهاییم

 لوناااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

خیلی دوستت دارم بخدا

you are always in my heart

اینو یادته اولین یکشنبه سال هشتاد وچهار با یک دسته گل خوشگل آوردی با کلی تقویم خوشگل گذاشتی و رفتی قایم شدی

 ای خــــــــــــــــــــــــــــــدا

تو چقدر خوبی

                 مهربونی

بخدا بی نظیری دوستت دارم

همیشه هر جا که باشم به یادتم به یادت می خوابم به یادت بیدار می شم اینا رو تو گفتی

یادت نره

منم دوستت دارم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اردیبهشت 1384ساعت 20:21  توسط Luna web  | 

لونا بگو برمی گردی

 

همدمِ پاک مقدّس ، ای که از قام دل و اهل صفایی
توی این بی نفسی تو واسه من مثل هوایی
ای تو خورشید به شبِ من
وقتی که سایه ی غم پوستِ تنم دوخت
تو به داد من رسیدی ، تو سکوتِ بی صدایی
الهی شکر ، الهی شکر
این که تو غربت ، تو به داد من رسیدی
الهی شکر ، الهی درد ، نکشی ای که به روح من دمیدی

واسه این شبزده خاکی ، درد دل صداقت تو
دیگه هیچ چیزی نمونده ، بهتر از عبادت تو
واسه این در به در پیر ، تشنه ی حمایت تو
اسم تو تکیه کلام ، هر شبِ حکایت تو
الهی شکر ، الهی شکر
این که تو غربت ، تو به داد من رسیدی
الهی شکر ، الهی درد ، نکشی ای که به روح من دمیدی

واسه این شبزده خاکی ، غرقه ی حسادت تو
دیگه هیچ چیزی نمونده ، بهتر از نیابت تو
همنفس شد در دل آهی ، مردم از نجابت تو
تو همه قبله ی عالم ، ما همه زیارت تو
الهی شکر ، الهی شکر
این تو بودی ، تو به داد من رسیدی
الهی شکر ، الهی درد ، نکشی ای که به روح من دمیدی

الهی شکر ، الهی شکر
الهی شکر

Laugh Word Tower Candle

آخ جون آخ جون

امروز اینقدر حالم گرفته بود آخه دیشب لونا گفت مسافرتمون جلو افتاده می خواست امشب بره وای خدا جون من خیلی بدجنسم نه

می خواستم آپ کنم بگم زود بیا اصلا حوصله نوشتن نداشتم لونا بعدمدتها داشت یک مسافرت طولانی می رفت من دلم براش تنگ می شه آخه منم می خوام مسافرت اما انشاءالله که کارشون درست شه برن چون می خواست لونا در یک کنسرت هیجان انگیز شرکت کنه فداش شم الهی رفته بودم تو حیات با داداشم سیستم ساب رو تست می کردیم ای ول به مرام پایونیر شیشه ها همه داشت می لرزید مامانم سرا سیمه اومده می گه بابا این آپارتمان کناری می ریزه پایینا بچه صداش کم کن از بس که این آپارتمانها با تف ساختنشون وقتی همسایمون می گه ما وقتی چراغ می روشن می کنیم نور از دیوار رد می شه می گن بابا خاموش کنین مگه زن و بچه ندارین

بمیرم واسه لونا جون یکشنبه ها کلاس داره اینقدر یکشنبه ها مقدسه لونا همیشه یکشنبه ها می اومد خونمون

  عشقم الان دیگه کلاسش تموم می شه منم برم یه دوش بگیرم بیام یکم درس بخونم

امروز هر کاری کردم ویندوز xp رو کامی آقای دهقان نصب نشد گفتم یا اشکال از منه یا از این کامی آخه تا حالا هزار بار عوض کردم نمی دونم چرا دوباره یه همچشن اشکالاتی درست می شه گفتم می دونی چیه اینو بندازین تو سطل آشغال یه نو بخرین

مامانم الان رفت بیرون خرید منم برم حمام اما اینقدر خوشحالم که حد نداره لونا هم از خوشحالی الان اس ام اس زد آخه ما دو تا خیلی بهم عادت کردیم قربونش شم الهی امروز ظهر وقتی داشتیم باهام صحبت می کردیم مامان و بابای لونا با آبجی کوچولوش از مسافرت برگشتن دیگه با هم بای کردیم منم رفتم خوابیدم لونا اس ام اس قرستاد من دیگه تا حالا جواب نتونستم بدم

بیا بریم دوبی

لونااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

دوستت دارم

اگه رفتی بگو بر می گردی

A Mother's Love with Daisies

عزیزم بگو برمیگردی
دور نریز عشق به این قشنگی
عزیزم بگو بر میگردی
عزیزم توی اوج پرواز  پر زدی و رفتی ز شهر آواز
حالا من اینجا غرق انتظارم
جز دیدنت آرزویی ندارم
قلبمو نگیر به بازی
تا تو نیای دلم نمیشه راضی

لونا دوستت دارم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1384ساعت 20:31  توسط Luna web  | 

مرا بخاطر بسپار دوستت دارم عزیز من

 

آلاله من، گل لاله من
مگه تو نمي بيني دل عاشق من

مگه تو
مگه تو نمي دوني عاشقت شدم
عاشق شيرين زبوني هات شدم
مگه تو نمي دوني توي زندگي
پايبند مهربوني هات شدم

تو با چشمات منو ستاره بارون مي كني
تو با جادوي نگات داري منو افسون مي كني

تو شبهاي بي كسي تويي كه به دادم ميرسي
من فقط تو رو دارم تويي كه با من هم نفسي
جز تو ندارم هيچكسي

Premium 1 Dozen Long-Stemmed Red Roses

امروز جمعه است و کلی هیجان انگیز شروع شد دیشب تا صبح با لونا تلفنی می چتیدیم لونا هم کم نمی یاره بزنم به تخته خلاصه چون جمعه بود منم اینقدر خوابیدم ساعت ده بیدار شدم چقدر من تنبل شدم اما می دونی می خوام از امروز برنامه های زندگی ام رو انجام بدم لونا می گه همیشه واسه کارات برنامه داشته باش ببینم چقدر بچه خوبیم این هفته بالکل باید زبان بخونم خدایا

عجب حاج خانم آقای مامانم الان تلفن زده می گه برو آشپزخونه کارو بارا انجام بده تا من بیام فلان بای بای بای اینقدر وقتی بیدار شدم دلم برا لونا تنگ شده خیلی لونا دیشب از ته دل داد می زنه

دوستت دارم

دوستت دارم

وای خدایا منم خیلی دوستش دارم

مهربانم دینم ایمونم عشقم  دلم پر از آتیشه عشقته

لونا

لـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــونا

لونا

لـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــونا

......

دوســــــــــــــــــــــتت دارم

Premium Grand Vibrant Spring Roses

سرنوشت یه روز آبی مارو باهم آشنا کرد
آسمون هرچی صفا داشت به ما بخشیدو وفا کرد

بیا که لبریز تو ام از عشق و احساس می خوام غرق محبت تو باشم بخونم با تو تا دنیا به دنیاست
کمی خدا خدا کن یک کم واسم دعا کن برای دیدن من زیر پات رو نگاه کن
تماشا داره  با تو شکفتن تو رو خواستن عجیبه این هوای عشق تازه
که احساسم به داشتنت می نازه محبت داری و داری زیادی
به ایثار تن من دل دادی دلم می خواد برای تو بمیرم
تو این حق رو چرا به من نمی دی تن دریا دل طوفانی من
هوای ساحل مرجانی تو مرا با زورق عشق تو می برد به اون جایی که هست مهمانی تو
نشسته در کمین بودن من  سکوت بی دلیل خواستن تو
منو می سوزه گرمایی که داری تماشای به من دل بستن تو

مرا بخاطر بسپار عزیزم خیلی دوستت دارم

دوســــــــــــــــــــــتت دارم

که با تو بغض عشق را غزل غزل گریستم

مرا به خاطر بسپار لحظه به لحظه خط به خط
درستی تو رو دیدم در این زمانه ی غلط حقیقت تو رو دیدم در این زمانه ی غلط
خوب مرا نگاه کن تو ای تمام دیدنم خوبم اگر یا که بدم دروغ نیستم منم
تو رو که پشت پا زدی به راه و رسم روزگار تو رو می شناسم عاشقی و یار مرا به خاطر بسپار در آستانه ی سفر پشت نگاه بدرغه گریه نکن دعا کن مرا به خاطر بسپار
سر همان کوچه ی سبز که می رسد به انتظار من ایستاده ام هنوز

مرا به خاطر بسپار

صبح تا شب این شده کارم که واسه چشات ببارم

 تو خدای عاشقایی تو تموم کس و کارم
تو به داد من رسیدی وقتی تنهایی ام رو دیدی تو نذاشتی برم از دست مگه چیزی هم هنوز هست
نازنینم امید شیرینم من به جز تو کسی نمی بینم
ما مال همدیگه ایم خودت می دونی
ما مال همدیگه ایم خودت می دونی
ستاره ی قلب منی با من می مونی
با من می مونی

توی چشمای تو دیدم لطف خدا رو نگاه کردم دیدم جام جهان نما رو
خزون بودم هدیه کردی فصل بهارو خدا این جور نوشته سرنوشت ما رو

دوســــــــــــــــــــــتت دارم

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اردیبهشت 1384ساعت 11:32  توسط Luna web  |