تبليغاتX
شاپری رنگین کمون

شاپری رنگین کمون

دستای مهربونت

 

اي قامت بلند
اي از درخت افرا گردنفرازتر
از سرو سر بلند بسي پاكبازتر
اي آفتاب تابان
 از نور آفتاب بسي دلنوازتر
 اي پاك تر
 از برفهاي قله الوند
 تو مهربانتر از
لطيف نسيم ساكت شيرازي
 در سينه خيز دماوند
 و دست تو
 دست ظريف تو گلهاي باغ را
 زيور گرفته است
 و شعرهاي من
 اين بركه زلال
 تصوير پرشكوه تو را
 در بر گرفته است
 من كاشف اصالت زيبايي توام
مفتون روح پاك و فريبايي توام
 تو با نوشخند مهر
 با واژه محبت
فرسوده جان محتضزم را از بند درد
 آزاد مي كني
 و با نوازشت
 اين خشكزار خاطره ام را
 آباد مي كني
با سدي از سكوت
 در من رساترين تلاطم ساكن را
 بنياد مي كني
با اين سكوت سخت هراس انگيز
 بيداد مي كني

Card Organizer with 4 Life Mosaic Greeting Cards

چقدر روزهای زندگیمون مثل برق وباد می گذرن خدای من روزهای بدون لونا هم خیلی طولانی می گذره اما بقول هودش یک انتظار خوشمزه است دیروز کلی مهندس فارغ التحصیل دیدم کلی دوستام دیدم که اومده بودن امتحان ادواری بدن هرچی بود گذشت و تموم شد یاد روزهایی افتادم که همونتازه رفته بودیم دانشگاه لونااااااااااااااااااااااااااااا کاش اون موقع دیده بودمت آخ که خدای من هرآنچه اتفاق می افته خیلی عجیب و هیجان انگیزه مثل دو روز پیش که منو لونا پسش هم نشستیم کلی حرف نگفته داریم واسه هم نیم ساعت پیش هم بودیم اما انگار دو دقیقه ای خوب من خیلی دوستت دارم عاشقتم تویی که پشت پا زدی به روزگار بخاطر من مرا بخاطر بسپار دوستت دارم

دلبری از قبیله ای نامعلوم تو از حدود گذشتي و دلبر ماندي  از آن عجيبی  تنديس مرمريني از پادشاه نقره گيسويي نگاهت مثل آینه روبرومه دل و جونمو باختم تو رو عاشق شناختم چیزی که هرگز ندیده بودم و نشنیده بودم کجای این زمین منزل داشتی ولی تو از آسمانی گل من اومدی تو سرنوشتم اسممو با تو نوشتم تو رو دوست دارم و می خواهم تا آخر عمرم اول و آخر با هم دوست باشیم دوستان صمیمی بخاطر هم خیلی کارا می کنن خیلی گذشتها می کنن تو نگذاشتی طبیعت بر ما غلبه کند چرا که گفتی ما می توانیم طلوع آفتاب مهربانی در قلبم تو بودی من آفتاب درخشان و ماه تابان را جان جهان ز نور تو سرشار مي شود همراه با طلوع تو اي آفتاب محبت تندیس آشنایی تو کجای این شهر بزرگ است تو سرزمین رویایی من با دستهایی مهربان 
چه بی تابانه می خواهمت ای که دوريت آزمون تلخ زنده به گوری چه بی تابانه تو را طلب می کنم...

چشم دوخته ام به تنها شقايق كوير آرزوهايم و در  نگاه گرمت هستم كه  در آنسوي مرزهاي جدايي به انتظارم نشسته . نمي دانم به كدام نيلوفر آبي قلبم بياويزم تا در دشت لاله ها شكوفا شوم .غبار روي ذهنم دستان گرم و مهربان تو را مي طلبند وآسمان مهتابی چشمانم شب ستاره باران چشمان تو را مي جويد . با توام اي كه در باورم به اوج عشق رسيده اي ، با توام اي كه در پشت ثانيه هاي عاشقي بتو مي انديشم  نامت آرامبخش لحظه هاي پردردم بوده وهست .در آنسوي دريا پنجره اي ست كه اگر باز شود بروي نور و سعادت باز مي شود .بيا دستانم رابگير تا پنجره را باز كنيم .چلچله ها منتظرند و شقايق قلبم به اميد آنروز است بيا تا باور گمشده خود را در نگاه هم باز يابيم .برگرد كه دل تنگ توام ،دلتگ توام ... اي كه هرگز از يادم نميروي در تو ثانيه ها ودقايقم مي طپند ولي بي تو بي تو...

تو را من چشم در راهم

 شباهنگام

Maya Angelou's Easel Collection

الان داشتم با عشقم صحبت می کردم کلی دلمون واسه هم تنگ شده بود قراره عشقم عصر واسم روزنامه بیاره چقدر حرفه ایه عشقم این هم دلدل واسه همدیگه دیدن

قربونش برم الهی

ببين طراوت سرسبزي بهاران را
زلال زمزمه روشنان باران را درود خواهم گفت
 صفاي باغ و چمن دشت و كوهساران را
 و من چو ساقه نورسته بازخواهم رست
و درتمامي اشيا پاك تجريدي
وجود گمشده اي را
 دوباره خواهم جست

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم اردیبهشت 1384ساعت 11:2  توسط Luna web  | 

تو همه وجود منی ماه من

 در ساحل شب
كه چشم ليموها روشن بود
 ما نيز كليد نور را چرخانديم
 در تاريكي كتاب را وا كرديم
 تا حافظه ي دريا بيدار شود
 با پرتو خودداري ، بر صفحه ي ما ، دريا مي تابيد
 انگار يكي منتظر كشفي باشد
 يا قايقي از شعر خودش را بسرايد
 آن گاه به راز واژه ها پي برديم
آواز جديد با الفباي كهن
آواز به گل نشستن شادي
 يك ماه كه اندوه بر او باريد
 ديديم كه هيچ واژه اي ساكت نيست
چشمان زني كه تهنيت مي گفت
هر گونه تولد را
 در جشن زني كه بعد ها بايد زاييده شود
 و شعله ي ليمويي انديشه
از چاك بلوز او به دريا مي ريخت

New Home Ornament
 
خداجووووووووووووووووووووون متشکرم اگه بدونی چی شد تازه عشقم اینقدر به من محبت داره که حد و حساب نداره لونای بی نظیر من با یک سبد احساس یک دسته گل خوشگل رز و شیرینی لبهاش اومد پیشم که بگه من هنوزم عاشقتم دوستت دارم
لونا
لونا
بخدا تو محشری از همه سری
 
عشقم از ساعت سه تا نه شب کلاس داره البته لونا جون باید بدونه که هر روز چقدر داره بدهکار می شه به من و باید یک روز این بدهکاری ها رو صاف کنه چقدر مهربون و دوست داشتنی غیر قابل تصور دریا آسمون زمین اقیانوسها کهکشانها همه و همه کم می یارن پیش محبت تو
 
لونا عزیزتر از جانم
نیلوفر من روح ترانه های قلبم
قسم به وسعت دریا
قسم به پاکی باران
قسم به یکرنگی آسمان
تو را دوست دارم
یادته اینا رو واسه من نوشتی اما منم داد می زنم همه مردم دنیا بدونن همه اش خودتی و بس عشقم دوستت دارم
با رسیدن به تو به همهآرزوهام می رسم
اگه بدونی همه گلهای رزی که آوردی غنچه بودن حالا همشون باز شدن وقتی بهشون تماشا می کنم عطر وجودت عشقت محبتت دستای گرم و صمیمیت .............
 

ای خـــــــــــــــــــــــــــــدا

دوســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتـــــت دارم
 
Main Graphic
 
اي رود آرام كه در كنار من آواز مي خواني  از كجا به اين بستر رسيدي  سهم من از تو چه بود ، بي توقفي در كنارت كفي آب نوشيدن ، يا موي خود را در آيينه ات شانه زدن ؟
 لحظه های  شامگاه به زيبايي تو بود  جذاب بود و آرام  آرام مي گذشتی  مدهوش عطرهاي نهانت 
 زيبايي برهنه ي شب رازپوش بود  شب سرگذشت ما را  از پيش چشم مي گذرانيد ما نيز مي گذشتيم  زنجيرهاي ثانيه بر خواب هاي ما  و قيچي طلايي در خاوران مهيا مي شد
صبحي كه مي رسد با حضور تو 
 اي مهربانتر از من
 با من و تو
مثل پرنده هاي بهاري در آفتاب
 مثل زلال قطره بباران صبحدم
 مثل نسيم سرد سحر
 مثل سحر آب
 آواز مهرباني تو با من
 در كوچه باغهاي محبت
 مثل شكوفه هاي سپيد سيب
 
عزيزم
 قلب من رو به تو پرواز مي كند
مرا ببخش ! از اين جرم بزرگ كه دوستي است و جنايت ها به مكافات آن رخ مي دهد چشم بپوشان ...
اما هيهات كه بخت من و بيگانگي من با دنيا ، اميد نوازش تو را به من نمي دهد ، آن جا در اعماق تاريكي وحشتناك خيال است كه من سرنوشت نامساعد خود را تماشا مي كنم
من نه به آن قوانين ، نه به اين سخنان ساکنان زمین به هيچ كدام اهميت نمي دهم
وقتي تو نسيتي
خورشيد تابناك
 شايد دگر درخشش خود را
 و كهكشان پير گردش خود را
از ياد مي برد
 و هر گياه
 از رويش نباتي خود
 بيگانه مي شود
و آن پرنده اي
كز شاخه انار پريده
پرواز را
هر چند پر گشوده فراموش مي كند
اینم یک سایت باحال شعر

لونا

Clear Swirl Bowl
 
تو آفریده ای زیبایی فراتر ار آنچه در زبان و قلم می گنجد
پر از نجابت
چه قدر قشنگ است تبسم هاي تو
چه قدر گرم است صداي تو وقتي كه ترانه ها  مي خوانی
شبه جزيره اي با چشمه هاي شيرين اقامتگاهت چشمان من
 ياد آور گفت و گوست هنگام عشق  اي سرزمين سايه و روشن ظهر معطر من
از تو به تو باز مي گردم  در جست و جوي عطشي كه هديه مي دهي  
 ومن كسي كه به ياد تبسم ها و صدا و ساير محسنات تو هميشه مفتون است
دوستت دارم همه وجود من
لـــــــــــــــــــــــــــــونا جان دوستت دارم
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1384ساعت 18:19  توسط Luna web  | 

بازم

 

چی بگم از دست تو ای روزگار
ای که در ناپایه داری پایدار
دیگه دستت رو بذار تو دست من
به تو چی می رسه از شکست من
ازم آرام رو بگیر راحت دنیام رو بگیر
از لبم جام و بگیر و دلخوشی هام رو بگیر
اما احساسی که من بهش دارم رو ازم نگیر
اگه گنجی سر راهمه جلوی راهم رو بگیر
اگه دنیا همه کامه همه دنیام رو بگیر
و همه دلخوشی هام رو بگیر
ای فلک بر سر من یه دنیا منت بگذار
واسه عاشق شدنم بازم یه فرصت بگذار
تو دیار بی کسی در نمی آد باز نفسم
من گذشتم از خودم برای او دلواپسم

Lean on Me

امروز هم دیگه به شب منتهی شد و منتهی رسیدن آرزوها چقدر آرزوها که با نه گفتن رو به ناامیدی تبدیل می شه وقتی فاصله یک حرف تازه نیست

من همون جزیره بودم
خاکی و صمیمی و گرم
واسه عشق بازی موجها
قامتم یه بستر نرم
یه عزیز دردونه بودم
                   پیش چشم خیس موجها               
یه نگین سبز خالص
روی انگشتر دریا

تا که یک روز تو رسیدی
توی قلبم پا گذاشتی
غصه های عاشقی رو
تو وجودم جا گذاشتی
زیر رگباره نگاهت
دلم انگار زیرو رو شد

با تو چه زندگي هايي که تو روياهام نداشتم
تک و تنها بودم اما تورو تنها نميذاشتم
چه سفرها با تو کردم چه سفرها تورو بردم
دم مرگ رسيدم اما به هواي تو نمردم

دارم از تو مينويسم که نگي دوستت ندارم
از تو که با يک نگاهت زيرو رو شد روزگارم
دارم از تو مينويسم ... دارم از تو مينويسم
موقع نوشتنو.... وقت اسم گذاشتنو
کسي رو جز تو نداشتم .... اسمي جز تو نميذاشتم
من تموم قصه هام قصه توست
اگه غمگينه اون از غصه توست

گاهی وقتا ساعتم می ایسته تا بگه تو هم بایست و سکوت کن اما من دیگه سکوت نمی کنم یک روز به من گفتی دوستت دارم .............. بازهم به نطقه آغاز رسیدم

مثل اینکه هر وقت می یام آپ می کنم بعدش باید برم حمام عجب عجب قرار بود امشب منو لونا همدیگه رو ببینیم ولی فکر نکنم

شب بخیر لونا

دوستت دارم

 بانوی موسیقی و گل شاپری رنگین کمون

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1384ساعت 20:35  توسط Luna web  |