تو نازینین ترینی شیرینی
تـــعــالــي يـا حــلـم السنين عيوني لعنيك مشتاقين
ده قلبي ما صدق لقاك يا ملاك دوبت فيك والله من نظرتين
حياتي ماتغلاش عليك وبالعمر كله اشتريك
يااول واخر غرام ده الكلام كله صعب انه يوصف عنيك

خسته نباشیم اول عشقم بعدم من
وای که منو لونا کلی سرمون شلوغ پلوغه اما به نظرو زندگی وقتی شلوغ پلوغه قشنگ تره و قشنگ شدنش بخاطر لونای عزیزمه که هر روز عاشق ترش می شم و اونم چیزی کم نمی زاره واسه من از همه محبتهایی که شبانه روز به من داره
نمی دونم از این فرشته چی بنویسم
چون همیشه مثل فرشته آسمانی در اندوه زمان می رسه و کلی روحیه و زندگی به من می ده بخدا خیلی دوستت دارم خودم می دونم که در کجا بودم اما تو به من محبت کردی منو زنده کردی حالا خاطرات سالهای گذر کرده دیگه به زور به فراموشی نمی سپارم بلکه حالا به آغاز حیاتی که با تو داشتم می اندیشم که ناجی من بودی وقتی می بینمت و چهره متبسمتو که یک لبخند خوشگل کنج لبات و چشمای قند و عسلت ماشاءالله ماشاءالله خستگی از تن و جانم بدر می ره و عشق و حیات جای اونو می گیره واقعا خداوندا ازت متشکرم
دیشب کلی نگ تفریحات خوش گذشت به منو لونا رفتیم یک جای خوش آب و هوا با عشقم غروب رو گذروندیم با طعم شانی و مترو خدا هم کولر آسمونو روشن کرده بود بقول عشقم رو درجه فن بود یخ نکردیم اما کلا عشق من موجودی خنک می باشد که در ایام نوجوانی بسیار کورس می بسته آخه تو چه کاره این مو جود زبان بسته داری بیستو شش به مظلوم
آخی عشقم الان کلاس ویژوال بیسیک داره اما نیم ساعت دیگه تعطیله امروزم زحمت کشید اومد دنبالم اما مای فادر بودش خلاصه عصر یک پروگرم داریم واسه ساکنین زمین امان از دست این ساکنین کره ما عجب عتیقه هستن ببینیم خدا چی می خواد کاش عشقم هم بود الان برم نهار بخورم ولی عشقم نیست نمی چسبه
خداوندا ازت متشکرم که عشقم عمرم وجودم همه ایمانم و پشتیبانم رو به من دادی
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم تیر 1384ساعت 15:9  توسط Luna web
|
