تبليغاتX
شاپری رنگین کمون

شاپری رنگین کمون

 

دلم واسه خود واسه لونا تنگ شده هر دو دور ماندیم از هم اما چرا دنیا این قدر بدجنسه مگه ما چه هیزم تری بهش فروختیم که این جوری عذابمون میده دلم هوس یک مسافرت کرده اما از یک جهت کلی چیزا وجود داره که مانع میشه بریم مسافرت دلم می خواد برم هندوستان بگردم ......... دیروز رفتم پوستر فروشی دیدم عکس بازیگرهای هندی داره گفتم آقا عکس زنها رو بیار اینا چیه اما وقتی آدم هوس هندوستان کنه به عکس های شاهرخ خان و امیرخان راضی میشه کاش عکس عمر دیاب چاپ می کردن ولی خوب من توی اتاقم عکس یک نفر دارم که این قدر دوستش دارم اون همه دنیاست از هندوستان گرفته تا کل زمین و کل کرات و اقمار آسمانی آدم وقتی چهره ماهشو می بینه با اون لبخندی که همیشه کنج لباشه با اون چشمای عسلش دلت می خواد از فرق سرش تا نوک پاشو ببوسی اون کسی نیست جز عشقم...........................................

احساس می کنم این روزا هوا خیلی بهتر شده خیلی وقته با خودم حتی سلام هم نکردم آخه چرا آدم باید با خودشم قهر کنه گرفتاری ها زیاد شده و سر وکلم شلوغ شده ولی خوب خیلی بهتر یعنی دلم نمی خواد اصلا تو خونه باشم لحظات خوب من بیرون سپری می شه اما خوب بیرونم باید خیلی مراقب  بود

امروز رفتم بانک اون وقت یک دختره زشت نشسته بود یعنی به حساب خودش تحویلدار بود هزار تا کارت و پر سوجو کرد اعصابم داغون کرد می خواستم یه چیزی بهش بگما ولی خوب بقول لونا با خونسردی تمام ایستادم خلاصه تصمیم جدی گرفتم امروز برم عکس بگیرم واسه کارت ملی آخه از وقتی کارت دانشجوییم رو تحویل دانشگاه دادم دیگه کارت شناسایی ندارم

 

والله       دوست دارم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مرداد 1384ساعت 13:48  توسط Luna web  |