
وصلنا للنهاية
قصه عشق ما به پایان رسید
و الحب ملكش فيه
و تو هرگزعشقی نسبت به من نداشتی
ارجوك ابعد كفاية
خواهش می کنم که ازمن دور شو
اللي انت عملته فيه
تمام آنچه که در حق من انجام دادی بس است
اكبر كذبة في حياتي
بزرگترین دروغ درتمام زندگیم
كانت حبك اكيد
بدون شک عشق تو بود
كنت بتسمع آهاتي
تمام ناله و گله های من را می شنیدی
ولايوم مديت لي ايد
ولیکن هرگز دستانت را به سویم نگشودی
دا الوقت شوف طريقك
الان وقت آن رسیده که به راه خود بروی
و ياريت تبعد بعيد
و ای کاش به دوردست ترین مکان سفرکنی
راجع لي قلبي ثاني
به سوی قلب من دوباره برگشتی
و عايزني احن ليه
چرا از من می خواهی دوباره با تو مهربان بشوم
بتقول لي الشوق ناداني
به من می گویی دلت برای من تنگ شده است
قلبي تضحك عليه
ولیکن من می دانم که تو داری به قلب من می خندی
لینک واسه آلبوم جدید پاسکال جان گلم
حبيب قلبي حياة قلبي
عزيز دلم و تمام وجودم
شغل قلبي تعب قلبي جرح قلبي
فکرم را مشغول کرد و قلبم را شکست و بر آن زخم وارد کرد
بيظلمني بيئلمني
من را مورد ظلم خود قرار مي دهد و ناراحت و غمگين مي کند
يعذبني بيجرحني بيتعبني
آزارم مي دهد و باعث خستگي روح من مي شود
لو اسهرله و افكرله
اگر به خاطر او شب ها را بيدار بمانم و به او فکر کنم
بينساني و ينسى الشوق و يسبني
من را فراموش و رها مي کند و تمام دلتنگي هاي من را ناديده مي گيرد
لو بعته بيرجعلي و يسمعلي
وليکن اگر او را فراموش کنم به سوي من بر مي گردد و به حرفهاي من گوش مي دهد
و من تاني يغلبني
ولي پس از مدتي دوباره آزارهايش را شروع مي کند
حبيبي حبه نار و قربه نار و بعده نار
عشقي که از عزيزم در دل دارم مانند آتش است کنار او بودن مانند آتش است و دوري از او نيز مثل آتش است
و ليل نهار مشغولة بيه
و تمام روزها و شب ها به او فکر مي کنم
و منو ياما قلبي داب و منو ياما شاف عذاب
چه قدر قلبم در آتش عشق او سوخت و چه آزارهايي که ازاو نديدم
و لسه روحي فيه
وليکن هنوز وجودم متعلق به اوست
لا انا كلي ليه و دايبه فيه و روحي فيه
مني که تمام وجودم مال اوست و در عشق او مي سوزم
ناديت عليه بايعني ليه
از او پرسيدم که چرا من را ترک مي کني
يا ويلي دايبه دوب و ازاي اتوب
اي واي من به يکباره در عشق او ذوب شدم و چگونه مي توانم دست از اين عشق بکشم
يا دوب يا دوب من نظره وحده دوبت فيه
من فقط با يک نگاه او آب مي شوم

هو عشان بحن ليه و دبت فيه
به خاطر اينکه من او را دوست دارم و در عشقش سوختم
اهون عليه يسبني ليه كده
چگونه دلش راضي مي شود اينگونه من را ترک کند
هو فاكرني ايه لعبة فاديه
او فکر مي کند من بازيچه اي در دستان او هستم
و حياة عينيه لعرفو اني مش كده
وليکن به چشمانش قسم به او نشان خواهم داد که من اينچنين نيستم
این روزا کلی غم وغصه و کار و بار به سرم ریخته بودهرچی جلو خودم گرفتم نشد و بازم اومدم نوشتم اما اکبر کذبه پاسکال اونم این موقع شب می چسبه
خیلی اتفاقات افتاده اما من سردر گم موندم واسه زندگیمون چی کار می تونم بکنم دلم نمی خواد شکست بخورم متاسفانه وقتی چیزهایی می شنوم که همه با هم تناقض دارن نمی دونم چی بگم
شایدم باید بقول عشقم از آسمون گنجی بیافته اما گنج ما همون دستانمون و علممونه اون خیلی سر خودشو شلوغ کرده دیگه اون آدمی که روز اول می شناختمش نیست یه آدمه شکسته و تکیده دلم واسه هر دومون می سوزه مخصوصا اون کاش می تونستم واسه زندگیمون کاری کنم از صبح می رم تا عصر بازم شب کار و بار دارم .................
ای خدا
ای خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
چی کار کنم بهم کمک کن خواهش می کنم دیگه خسته شدم ای کاش هیچ وقت توی این دنیا نبودم
خیلی دلم گرفته به یه تلنگری دلم می شکنه و گریه می کنم عصری با عشقم رفتیم سینما فیلم جالبی بود
امشب وقتی در نهایت دلتنگی بودم تلفن زدم به عشقم ببینم چی کار می کنه حالش خوبه و ای کاش تلفن نزده بودم وقتی از دوستانش می گه می رن دنبال این دختر و اون دختر بعد هم از اون ور می رن خواستگاری یه دختر بهشم می گن دوستت داریم می میریم برات............. چقدر ناراحت شدم چقدر گفتم من دارم میمیرم از اینکه نمی تونم برا زندگیمون کاری بکنم اما ................... بی خیال ای کاش کسی ادعای عاشقی نمی کرد
اكبر كذبة في حياتي
كانت حبك اكيد
كنت بتسمع آهاتي
ولايوم مديت لي ايد
http://www.arabirayan.blogfa.com
ترجمه اغانی عربی دستش طلا جواهر
اینم مصطفی قمر