تقدیم با عشق به مهربانترین مهربانان
وامروز یک دلیل قشنگ دارم برای نوشتن خندیدن وشاد زیستن ومن برای تمامشان تو را بهانه می کنم …
امروز روز تثبیت نگاه تو مهربانم به دریاست…..
تو آمدی واین آمدنت از آن بهترین های تقویم است…
خواستم بنویسمت بسرایمت
اما آن چنان که لایق تو باشد نشد…
اگر چه چند بیتی را تقدیمت کرده ام شاید در وصف تو ابیات بچه گانه ای باشد بر من خرده نگیر وبگذار به حساب همان بچگی …
شاید هم تقصیر خودت باشد
آنقدر مهربان و وسیعی که دل و قلم را به زانو در می آوری…
ببخش مرا اگر در روز آمدنت تنها گذاشتمت آخه مگر نمی داند برای لحظه ای حتی نمی توانم نظاره گر اخلاقت باشم ….
دست تقدیر چگونه مرا آشنا کرد با تو نازنینم عزیزم بهترینم….
تو همان فرشته ای که از آسمان به روی زمین آمده ای تنها دو بال کم داری .
عجب مهربان آفریدگاری است خدا ی من او که تو را آفرید و مهمتر آنکه خواست تا تو مرا دوست بداری و مهربانانه ترین عشق الهیت را نثار من کنی.
و از آن ژرفترین قسمت قلبم برایت بهترین ها را آرزومندم و هزاران بار بوسه ها یم را از پیچ و خم فاصله ها تقدیم به تو می کنم نازنینم .
می دونی اونی که دوستت داره فقط به عشق تو واست می نویسه ،
می دونی چرا میخواد فقط تو رو داشته باشه ،
میدونی چقدر دلش واست تنگ شده ،
میدونی اون فقط تو رو می خواد و چیز دیگه ای نمی خواد،
میدونی که انتظار چقدر دشواره ،
میدونی ندیده عاشقت شدم چقدر قشنگه ،
اصلا فکر شم نمی کردم دوستم داشته باشی بی نهایت،
همیشه منتظر شنیدن صداتم ،
چه حالی می شم وقتی صدام می کنی عزیزم ،
عاشقی چه طعمی داره،
میدونی تنهایی چقدر مشکله و تحمل آن چقدر سخته،
میدونی علاقه و دوست داشتن چقدر ارزشمنده،
تو می دونی که من چقدر می خوامت ...
